عباس محمدیان تشریح کرد؛

صراط مستقیم، حقیقت انسان کامل است

۱۱ آذر ۱۳۹۹ | ۱۰:۲۸ کد : ۲۵۱۶۱ آخرین اخبار آموزشی
عضو هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری در نشست تخصصی"عرفان در کلام امام خمینی (ره)" با بیان اینکه انسان و انسانشناسی یکی از موضوعات مهم و با ارزش همه مکاتب فکری و بشری است گفت: ادیان الهی هم برای این موضوع اهمیت زیادی قائل بودند و پیامبران و پیشوایان معصوم علیهمالسلام هم علم خودشناسی را از سودمندترین دانشهای بشری دانستند.
صراط مستقیم، حقیقت انسان کامل است

به گزارش روابط عمومی مرکز فرهنگی دانشجویی امام، ولایت فقیه و انقلاب اسلامی، عباس محمدیان، عضو هیئت علمی دانشگاه حکیم سبزواری در نشست تخصصی"عرفان در کلام امام خمینی (ره)"  با تأکید بر سخن گوهربار پیامبر اکرم(ص) که فرمودند: سودمندترین دانشها خودشناسی است گفت: در آیات زیادی از قرآن کریم موضوع آفرینش انسان و جایگاه او در همه آفریدهها، خصایص انسانهای کامل و سایر مباحث مرتبط مطرح شده بر همین سبب است که قرآن کریم پیامبران و مؤمنان واقعی را که هرکدام مرتبهای از کمال انسانی را دارا هستند الگوهای بشر معرفی کرده است و مردم را به فرمانبرداری از این الگوهای بیعیب و نقص هدایت کرده است. که از میان همه موجودات آفرینش پیامبر اکرم(ص) به عنوان پاکترین نمونه کمال به انسانها شناسانده و بهصورت مطلق و بدون هیچ قید و شرطی به فرمانبرداری از او دستور داده است.

محمدیان ادامه داد: عقل و نقل مطالبی است که عرفا از انسانشناسی مطرح کردهاند کاملاً آشکار میشود که تا جاییکه بشر درک میکند موجودی متعالیتر و ارزشمندتر از انسان پا به عرصه هستی نگذاشته است. اگر همه اینها را خلاصه کنیم انسان اشرف مخلوقات و مسجود فرشتگان خلیفه خدا در همه مراتب است و مثل اعلای حق و آینه تمام نمای اسما و صفات الهی اسم اعظم الهی غایت آفرینش و واسطه آفرینش و واسطه فیض به تمام عالم وجود و واسطه هدایت خلق به سوی خالق صراط مستقیم و به تنهایی کل الانفاس میتوان معرفی کرد.

محمدیان متذکر شد: بحث از انسان کامل در بسیاری از مکاتب فکری بشری مطرح بوده و هرکدام کمال را در جنبهای از جنبه وجودی انسان دانستهاند اما دیدگاه و معیارهای آنها با هم متفاوت است و در نقطه مقابل هم هستند. مثلاً اومانیسمها بحث انسان کامل را مطرح کردند و نیچه کمال انسان را در قدرت ظاهری انسان دانسته؛ حق را تعبیر به زور و قدرت و مکر و حیله میکند در حالیکه کمال انسانی کاملاً در نقطه مقابل آن تفکر قرار دارد. یا عقلگرایان و فلاسفه در معرفتشناسی، گوهر انسان را در عقل انسان میدانند و بر این باورند که انسان کامل یعنی انسان حکیم، یعنی کسیکه قوه عقل نظری او به کمال رسیده باشد. البته در کنار عقل نظری، عقل عملی را مطرح میکند که در کنار کمال انسانی قرار گرفته است. بنابراین منظور از حکمت، حکمت نظری است نه حکمت عملی.

وی ادامه داد: درمکتب عشق که مکتب عرفان است چون عشق برای جهانبینی عرفانی است در مکتب عرفان کمال انسان در عشق و معرفت انسان به خداوند شناخته شده است. اصلاً عاشق به معنای عرفانی، یعنی انسان کامل. یعنی پیامبر(ص) که عاشقتر از ایشان در عالم نداریم. کمالات انبیا و اولیا به نوعی مرهون و جلوه کمال پیامبر(ص) است. حرکت کمالی در مکتب عرفان عمودی و صعودی است.برخلاف برخی مکاتب بشری که جنبه الهی ندارد و کمال را افقی میبیند و پرواز بهسوی مبدا است و بازگشت به خداوند و تعبیر آیه «انا لله و انا الیه راجعون» است. کمال انسانی، حرکت از خاک به افلاک است و با عشق امکانپذیر است و این کمال به سبب عشق است. کلمه عشق مثبت بهکار نرفته اما عشق از حب گرفته شده است. یعنی هرکس از خدا معرفت بیشتری پیدا کند از مسیر انسانشناسی و خودشناسی به خداوند هم محبت بیشتری نیز پیدا میکند. بنابراین این سیر بهسوی مبدا زیبایی و کمال است. انسان کامل انسانی است که به اصل خود متصل میشود و مظهر تام و اتم همه نامهای خداوند میشود.

وی با اینکه: موضوع انسان کامل در قرآن و سنت بهکار نرفته و به جای آن از تعبیر مؤمن کامل بهره گرفته، یعنی انسانی که از مسیر ایمان به کمال رسیده است. آنگونه که شرایط و مدارک نشان داده تعبیر انسان کامل در دنیای اسلام توسط محییالدین عربی مطرح شده است که معروف است به شیخ اکبر در عرفان. همانگونه که در فلسفه به ابنسینا میگویند شیخالرییس، به ابن عربی در عرفان نظری هم شیخ اکبر میگویند. او بنیانگذار عرفان نظری در قرن هفتم هجری بود. آنچه که در این بحث مورد بررسی قرار میدهیم صورت انسان کامل و جایگاه آن در نظام آفرینش و ارتباط آن با سایر موجودات از دیدگاه امام خمینی(ره) است. هرچند مطالبی که عرض کردم در راستای نظریات ایشان بود. امام خمینی(ره) در حوزه عرفان برخی دیدگاههای ابن عربی را پذیرفته و دیدگاههای شیعی امام در کتابهای ایشان مطرح شده است.

محمدیان ادامه داد: نخستین پرسشی که در حکمت و عرفان در مورد هستیشناسی مطرح میشود این است که اولین موجودی که پا در کتم عدم در عرصه هستی گذاشت که بود؟ در پاسخ به این پرسش فیلسوفان عقل اول را مطرح میکنند که امام نیز، عارفان یا عقل کل را مطرح میکنند. عقل کل تجسم انسان کامل است. حقیقت محمدیه است. امام در تمامی آثارش هرجا که سخن از انسان کامل آمده این عنوان را تأیید فرمودند که با شرح و تفسیر توضیح دادند. به نظر ایشان اولین نامی که از حق تعالی از حضرت عِلی، مرتبه عِلی که در عالم غیب است، اسم اعظمالله بود. وجودات را به پنج مرتبه تقسیم میکنند. دو مورد را وجوداتالوجود مطلق و سه مورد را وجود معید میگویند.

استاد دانشگاه گفت: مرحله احدیت ذات که به تعبیر عرفا «لا اسم له و لا رسم» است که مرحله کنز مخفی و غیب مطلق و وحدت صرف است مرحلهای که هنوز هیچ موجودی حتی در علم خداوند تجلی پیدا نکرده است. اما خداوند مطابق با حدیث قدسی معروف که به حدیث کنز مخفی معروف است در پاسخ به حضرت داوود که فرمودند «کُنْتُ کَنزا مَخفّیا فَاَحبَبْتَ اَن اُعْرَف فَخَلَقْتُ الخلَقَ لاُِعرَف» به معنی گنجی پنهان بودم، دوست داشتم که شناخته شوم، پس خلق را آفریدم تا مرا بشناسند. نتیجه میگیریم که سرآغاز هستی و علت پیدایش موجودات و موجودات بیرون از ذات خداوند به دلیل عشق بوده است. خداوند به سبب عشق در عالم علی تجلی کرد و اولین مظهر حقیقت اسم الله در مرتبه علی خداوند ایجاد شد. الله دربردارنده حقایق تمامی اسما الهی است ما به یک اعتبار یک اسم و به یک اعتبار بینهایت اسم داریم. به هر حال چونکه صد آید نود هم پیش ماست. به واسطه جلوه حقیقت علم الله «عین» ثابت انسان در «عین» خداوند ایجاد شد که به این مرحله دوم، به مرحله واحدیت معروف است.

محمدیان اظهار کرد: در مرحله احدیت اسمی نیست؛ صفتی نیست. در مرحله دوم که تعین ایجاد میشود اولین تعین به فیض اقدس، حقیقت اسم الله است و بعد بهواسطه این حقیقت، حقیقت انسان کامل که میگویند «عین» ثابت انسان کامل یعنی صورت حقیقت انسان کامل در علم خداوند. و بهواسطه حقیقت اسم الله سایر اعیان ثابته در علم خداوند پیدا میشود و سایر اسما و صفات خداوند بهواسطه اسم الله که بعضی اسما محیط هستند بعضی محاطاند و در نهایت در مرحله واحدیت کثرت ایجاد میشود.

سپس عالم الوهیت است که شخص پس از گذر از عالم اسماء و صفاتی که احاطۀ آنها کمتر بوده و اسماء و صفات محیطه بدان نائل آمده تا از آنجا به جهان احدیت که عین وحدت است وصل شود، و با وصول بدین جهان است که همۀ تجلیات خلقیه و اسمائیه و صفاتیه و همۀ تعیّنات علمی و عینی فانی میگردند.

وی تصریح کرد: تا اینجا هنوز موجودی در عالم بیرون آفریده نشده اولین مخلوقی که تحت تأثیر «عین» ثابت انسان که حقیقت محمدیه نامیده میشود عقل کل است. اولین موجودی که تحت تجلی حقیقت محمدیه است عقل کل است. پیامبر فرمودند «اول من خلق الله العقل» عرفا این عقل را عقل کل مینامند. تجسم این حقیقت در عالم بیرون عقل کل میشود که ظاهر و باطنی دارد که باطن آن حقیقت محمدیه است و ظاهر آن عقل کل است که همه عالم مندرج در عقل کل است که وقتی تفصیل پیدا میکند همه عوالم و وجوداتی که هستند پا به عرصه هستی میگذارند. پس عقل کل خودش چیست؟ آیا بهجز حقیقت انسان کامل است؟ قطعاً اینطور نیست. امام در آثارشان به این مطلب پرداختهاند. پس در حقیقت خدا بهواسطه حقیقت انسان در همه عالم تجلی پیدا کرد با نفس رحمانی در صور عالم غیب شهادت.

وی در پایان گفت: حقیقت انسان است که از مبدأ فیاض فیض میگیرد و در تمام عالم وجود جاری و ساری است. به این اعتبار است که شنیدهاید که عرفا میگویند انسان، عالم کبیر است. به چه اعتباری؟ به اعتبار جسم، امام میفرمایند انسان عالم اصغر است. به اعتبار حقیقت که بزرگتر از عالم هستی است، عالم اکبر است. عرفا به عالم میگویند انسان کبیر و به انسان میگویند عالم کبیر. به اعتبار اینکه انسان از مرحله خاک به کاملترین وجود و بهواسطه هدایت پیامبر اکرم(ص) حرکت میکند و متصل به صفات الهی میشود و حقیقت خود انسان مظهر حقیقت خود الله است. حقیقت انسان در تمامی عالم وجود، ساری و جاری است. خلافت انسان کامل در تمام عالم تسلط دارد از عالم فرشتگان و موجودات بزرخ و عالم انسانی و جن و حیوان و نبات که همگی تحت تسلط ولایت انسان کامل که تحت مطلقه خداوند است که ولایت پیامبر(ص) در کمترین فاصله با خداوند است. به هرحال آنچه که باعث کمال معنوی انسان کامل میشود بحث ولایت است. نبوت پیامبر(ص) در همه عالم جاری و ساری است همه عالم مرهون ولایت پیامبر(ص) هستند و همه موجودت از پایینتریین تا آخرین بدون چنگ زدن به ولایت پیامبر و ولایت اهل بیت امکانپذیر نیست.

اسم اعظم خداوند همان حقیقت انسان کامل است. که نظر عرفا حقیقت انسان کامل را همان اسم اعظم خداوند میدانند و همه اسما و صفات در انسان کامل تجلی پیدا کرده است. حقیقت اسم الله که سلطنت اسما است چون «عین» ثابت انسان با حقیقت اسم الله منطبق است پس انسان کامل اسم اعظم خداوند است.

انسان، «کون جامع» است و به تنهایی یک عالم است و علیت آفرینش است و اگر قرار بود نباشد که منظور پیامبر(ص) است، هیچ موجودی در عالم پا به عرصه وجود نمیگذاشت. پس غرض آفرینش وجود پیامبر اکرم(ص) است. و واسطه آفرینش است و فیض وجود را از عالم بالا دریافت میکند و به عالم مادون میدهد. ضمن اینکه هدف آفرینش است هدف هدایت نیز هست.

انسان به تعبیری صراط مستقیم است. کسی که متصل به ولایت پیامبر(ص) و معصومین میشود دیگر در مسیر نمیلغزد و همه این کمالات و دایره وسیع ولایت به مهدی موعود(ع) میرسد و همه این کمالات اولیا و انبیا در ایشان تجلی پیدا میکند.


نظر شما :